به نام خدایی که در این نزدیکی است...

رهگذر:کمی آهسته تر!! اینجا زندگیست...!!

به نام خدایی که در این نزدیکی است...

رهگذر:کمی آهسته تر!! اینجا زندگیست...!!

این وبلاگ مجموعه ای از شعر ها و متن های زیباست که احساس خوبی بهشون دارم...

چه زود دیر می شود !؛

چهارشنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۸:۱۵ ق.ظ

چه زود دیر می شود !

در باز شد ،

بر پا ،

بر جا ...


درس اول :

بابا آب داد ،

ما سیراب شدیم !

بابا نان داد ،

ما سیر شدیم !

اکرم و امین چقدر سیب و انار داشتند ،

در سبد مهربانی شان ...

و کوکب خانوم چقدر مهمان نواز بود !


و چقدر ،

همه منتظر آمدن حسنک بودند ...


کوچه پس کوچه های کودکی را ،

به سرعت طی کردیم ،

و در زندگی گم شدیم ،

همه زیبایی ها رنگ باخت !

و در زمانه ی سنگ و سیمان ،

قلب هایمان یخ زد !

نگاهمان سرد شد ،

و دستانمان خسته ،


دیگر باران با ترانه نمی بارد !

و ما کودکان دیروز دلتنگ شدیم ،


زرد شدیم ،

پژمردیم ،

و خشکزار زندگیمان ،

تشنه آب شد ...


سال هاست ،

وقتی پشت سرمان را نگاه می کنیم ،

جز رد پایی ،

 از خاطرات خوش بچگی نمی یابیم ،


و در ذهنمان ،

جز همهمه زنگ تفریح ،

صدایی نیست ...!!!

                             و امروز ،

                 چقدر دلتنگ ،

          آن " روز ها " اییم !

   و هرگز ،

        نفهمیدیم ،

            چرا برای" بزرگ شدن "،

                    این همه بی تاب بودیم...

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۴/۰۲/۳۰
  • ۱۱۷ نمایش
  • حمید توانا

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی